تبليغاتX
حشرات الارض
یکی از دوستام مطالب منو خونو بعد سرم قار شد چرا از من ننوشتی به خاطر گل روش در مورد اونم می نویسم

یه دختری بود به اسم فاطمه اون خیلی خیلی غمگین بود مارو هم خیلی خیلی غمگین کرده بود چون شنیده بود دوست پسرش ترکیده یعنی مرده

 ولی بعد فهمیدیم الکی هممون خیلی خیلی غمگین شدیم چون اون نمرده!!!

+ نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 11:42 توسط زنبورک |

امروز امتحانمو عالی دادم من می میرم برای تجزیه تحلیل جنگ اونم جنگ ایران و عراق!!

امروز می خوایم با ز جان بریم آذوقه زمستانی بگیریم و از مرگ حتمی نجات پیدا کنیم(اشاره به کوپن بخور نمیر دانشجویی) البته تیرمون به سنگ خورد چون مسئولان دانشگاه توطئه مارو کشف و خنثی کردن زیرا پنیراین حلقه مفقوده نبود(منم جونم بستس به همین یه تیکه پنیر)

شایان ذکره که بگم ف جان که فعلا باهاش در کنتاکتم در اقدامی بی آبانه سر مسئول پخش آذوقه داد زده من پنیرمو می خواهم چه کسی پنیر منو جابه جا کرده ؟(روت کم شد اسپنسر جانسون؟)

فعلا در سایت غاز می چرونم تا ز جونم بیاد دانشگاه

این خانم مسئول سایت هم رو من کلید کرده الا و بلا چت رومتو ببند انگار نه انگار که ما برای دوستان دلمون تنگ شده و از زور بیکاری داریم این کارو می کنیم وگرنه قصد و غرض شخصی که نداریم حق یکی دیگه رو که می خواد اینترنت بازی کنه رو بخوریم

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 11:22 توسط زنبورک |