خلاصه قصه ما هم به سر رسید دارم تسویه حساب می کنم و از این خوابگاه می رم روزای خوبی بود خاطره بدی ندارم به جز قربان زاده که حتی تو این روزای آخر حاضر نشد دست از اون تعصب و خشکیش برداره و یک مقدار نرم باشه
ولی در عوض نوازنی!
نمی دونم چرا همیشه از نوازنی بدجوری حساب می بردم در حالیکه خیلی با من راه اومده ازش ممنونم